Je t'aime
D'accord, il existait
D'autres façons de se quitter
Quelques éclats de verre
Auraient peut-être pu nous aider
Dans ce silence amer
J'ai décidé de pardonner
Les erreurs qu'on peut faire
A trop s'aimer
D'accord, la petite fille
En moi souvent te réclamait
Presque comme une mère
Tu me bordais, me protégeais
Je t'ai volé ce sang
Qu'on aurait pas dû partager
A bout de mots, de rêves
Je vais crier
(refrain)
Je t'aime, je t'aime
Comme un fou, comme un soldat
Comme une star de cinéma
Je t'aime, je t'aime
Comme un loup, comme un roi
Comme un homme que je ne suis pas
Tu vois, je t'aime comme ça
D'accord je t'ai confié
Tous mes sourires, tous mes secrets
Même ceux dont seul un frère
Est le gardien inavoué
Dans cette maison de pierre
Satan nous regardait danser
J'ai tant voulu la guerre
De corps qui se faisaient la paix
(refrain)
Je t'aime, je t'aime
Comme un fou, comme un soldat
Comme une star de cinéma
Je t'aime, je t'aime, je t'aime, je t'aime
Comme un loup, comme un roi
Comme un homme que je ne suis pas
Tu vois, je t'aime comme ça
Tu vois, je t'aime comme ça
I love you
I admit (~okay), ther existed
Other ways for us to leave each other
A few shards of glass
Might have helped us
In this bitter silence
I decided to forgive
The mistakes we can make
Loving to much
I admit often the little girl
In me requested you
Almost like a mother
You tucked me in, protected me
I stole from you this blood
That we never should have shared
Lost for words, for dreams
I will scream
I love you, I love you
Like a fool, like a soldier
Like a movie star
I love you, I love you
Like a wolf, like a king
Like a man that I am not
You see, I love you like that
I admit I confided in you
All my smiles, all my secrets
Even those for which only a brother
Is the undeclared guardian
In this house of stone
Satan was watching us dance
I so wanted a war
Of bodies that made the peace to each other
(Chorus
پست ثابت | حک شده در:91/02/11 توسط:اشکان صادقی ساعت:15:44 |

خب تو این پست بر آن شدم تا قسمتی از اتود سویینی تاد رو در جواب عزیزی که
در پست قبلی کامنتی گذاشته بود مبنی بر اینکه قسمتی از سویینی تاد
رو دوبله موزیکال کرده داده باشم .
البته من سوای کابوس قبل از کریسمس که کاری بود
از همین آقای تیم برتون در گونه گروتسک
کار هایی نظیر علاءالدین و چراغ جادو / طللسم زیبای خفته / آوای جنوب /
و چارلی و کارخانه شکلات سازی و ریو رو
هم در کارنامه خودم دارم و دیگه بعد از عمری به اندازه موهای
سرم فیلم دیدن میدونم چه کاری چه سبکی داره و مطمئنم
کابوس قبل از کریسمس مسخره بازی نیست
و صد البته دیگر انیمیشن ها هم مسخره نیستند و اینم بگم
که سویینی تاد هم در سبک رئال نمیگنجه بلکه از ژانر گروتسک پیروی میکنه
که میتونید در باره اش تحقیق کنید . کمتر کسی این ژانر رو میشناسه و فکر میکنم
بنده حقیر به عنوان تنها کسی که پایان نامه تحقیقاتی اش در این زمینه
در دانشکده هنر و معماری رفرنس بچه های دانشگاه هاست
می تونم ادعا کنم که اشعار یک کاری مثل کابوس گرایش به گروتسک داشت
و نه حتی فانتزی /طنز یا /مسخره بازی
و صد البته دوبله وصله پینه شده ای که توسط اون افراد معلوم الحال دزدی شد
این خاصیت رو نداشت .
از این گذشته اینم برات بگم شما به عنوان کسی که بنده
به عنوان دوبلور کارت رو در هیچ یک از گروه ها یا کارای رسانه ای و مجوز گرفته نشنیدم
و رزومه ات برام مشخص نیست و سعی در نقد دوبله ما سندیکا و دیگران
داری و میخوای بالاخره یه ایرادی از یه جاییمون در آری عرض کنم
که کارت ایراد زیاد داشت اما چون مثل یک تمرین کار آموزی بهش نگاه کردم
و میدونم ادعایی هم نداری
باید بگم بدک نبود مشق خوبی بود اما در حد یک مشق نه دوبله
چون همه رل ها رو هم خودت گفته بودی دوبله محسوب نمیشه
جنس صدا بد نیست اما تکنیک بازیگری ات ضعیف بود صدا سازی
و نحوه تیپ گویی هم چون زیاد تو گلو انداخته بودی
مصنوعی جلوه میکرد .اما تا حدودی به صدا های انتخابی من نزدیک شده بودی
در کاری که میبینی و طبعا فاینال هم نیست به جای جانی دپ
و رل ارایشگر ایتالیایی مجید حبیبی صدا بازیگری کرده در عین حال
که در نسخه اصلی محمدرضا علیمردانی روی نقش سویینی تاد تلاش میکنن
و جای توبی هم تینا هاشمی صدا گذاشته انشالله
به زودی سعی در تولید آنونس تبلیغاتی از جاهای دوبله شده کار براتون دارم که
زحمت بی چشم داشت عوامل کار و دوبله ناپذیری اثر
و عظمت دوبله سویینی تاد رو نمایانگر خواهد بود
http://dl.ashkansadeghi.com/Sweeny%20tod.mkv
پست ثابت | حک شده در:91/01/20 توسط:اشکان صادقی ساعت:3:19 |

ضمیمه: با سلام برای اون دسته از عزیزانی که تمایل دارند درکلاسها شرکت کنند
عرض کنم که تست و مصاحبه ها ۵ شنبه و جمعه هفته بعد
در استدیو نما آهنگ ساعت ۳ تا ۵ گرفته خواهد شد
و تنها تا روز چهارشنبه هفته آتی برای ثبت نام فرصت دارید
و عزیزانی که بعدا از این تاریخ زنگ بزنن طبعا
اسمشو ن برای ترم بعد ثبت خواهد شد
لازم به ذکر هستش که این کلاسها آخر هفته دو جلسه ۵ شنبه و جمعه ها
به مدت دوساعت برگزار شده از اول برج
و دوره اش یک ماه نیم هست یعنی ۶ هفته و ۲۴ ساعت
پست ثابت | حک شده در:91/01/14 توسط:اشکان صادقی ساعت:15:4 |
چشماتو ببند آروم
دستاتو به من بسپار
فرصت بده عاشق شم
لبخند بزن یک بار
از وقتی طلوع کردی
غرق ام تو هوای تو

فرصت بده این خورشید
پرپر شه به پای تو
آغوش تو دنیامه نازدونه
گل بادوم سرما مو تحمل کن
آروم بخواب آروم
با تو همه تکراره بیداری آتیشم
اما بدون تو هر ثانیه کم میشم
از اشک تو میخوونم
هم بغض من ای محرم نزدیک توام اما دنیایی ازت دورم
تو این شب بی دیوار تا دست اتو میگیرم
از فاصله میسوزم با بوسه ایی میمیرم
ازآلبوم من و تو
پست ثابت | حک شده در:91/01/07 توسط:اشکان صادقی ساعت:12:48 |
و موهای مجعد بلوندش اومد گرفت نشست تو کافه نادری قبلا ها وصف اونجا رو از خلبان شنیده بود
اومده بود به حال و هوای هدایت غلط دیکته ای های نعلبندیان و صداقت اشعار فروغ
و صلابت شاملو اما اونجا چیزی به جز اصوات گنگو نامفهوم که حاکی بود از سفارش غذا
هیچ حرف دیگری وجود نداشت این روزا دیگه هر جا میشست
همه از اینکه چه غذایی سفارش بدن حرف میزدن
نشست آروم و بیصدا رو میز شماره دو کافه /
درسته که یه جورایی اسنخوون ترکونده بود اما ته چشاش هنوز اون معصومیت کودکانه موج میزد
شاید اگر مردم شکم پرست اون روز میفهمیدن چه کسی رو میز شماره دو کافه نشسته
راحت از بغلش رد نمی شدن همه با خودشون فکر میکردن
این پسر هم مثل بقیه هم نسلای خودش خولی و رپی و پانک و هیپیه
که اینجوری خودشو عجق وجق درست کرده و با موهای رنگ کرده
هاراویرات مالیده غافل از اینکه اون خودش بود تنها و با سکوت غمگینی که سالهای سال
بود که بهش وصله پینه شده بود غم برگشت مجددش عین خوره به جونش افتاده بود
و روح لطیف اشو آزار میداد
تو این مدت بارها این سوال رو تکرار کرده بود که چرا برگشته؟
بعد خودش به خودش جواب میداد که چاره ای نبوده قاشق قدیمی
زنگار بسته اشو تو لیوان نسکافه اش بهم زد و یاد گل اش افتاد
که حالا دیگه سالها بود پژمرده بود
یا آتشفشانهای کوچیکش که دریغ از یه ناله چه برسه به فوران
یا گوسفندای خوشگلش که بخاطر قحطی کبابشون کرده بود
به قول شاعر گفتنی حتی باز هوای وطنش هم دیگه آرزوش نبود
کارش شده بود این که مردم قیل و قال پرست سست بنیاد رو نگاه کنه
و ببینه چطور پول در میارن و برای
یه لقمه غذا همدیگه رو میدرن بعضی وقتا فکر میکرد
اونم داره شبیه بقیه میشه تو این مدت هم هرچی نگاش دو دو زد
دنبال یکی مثل خودش کمتر یافت تو این ملک تو گویی تو تخم چشم
و قلب این مردم خار فرو رفته باشه عین میت نگات میکردنو عین دلقک میخندیدن
به آدمای اطراف تو کافه که بهتر نگاه کرد
دید یه سری کله های گنده هستن که مثل بادکنک به هوا رفته بودن
و با خط نازکی از کنف پیچ در پیچ بافته /به بدن هاشون متصل هستن
از ترس این توهم وحشتناک بود که میز و ول کرد و از کافه زد بیرون تو خیابون
همه انگار جن دیده باشن بهش نگاه میکردن دو نفر لات و لوت که این روزا پلیس
بی بته رو هم مسخره میکنن واسش رو زمین تف انداختن و هوو کشیدن
یه خانم موجه چادری گفت استغفرالله میگن آخر الزمانه معلوم نیست
این دختر ه یا پسر یه ساقی بهش گفت :دلار پوند پاسور معین جدید ودکا شیشه فیلم سوپر ؟
دو تا دختر لب آمپولی صورت لیفتینگیه ابرو شیطانی هم با هم پچ پچی کردن
و بهش خندیدن شب عید بود ولوله ایه غریب غمگنانه ای مردم رو اسیر خودش کرده بود
با صورتهای سنگی به دنبال شادی بودن
در حالیکه انگار چوب قطور کلفتی در ما ت... ت اشون فرو رفته بود
بالاخره به مترو فردوسی رسید پله ها ی طولانی رو طی کرد
و رفت پایین جزو آخرین مسافرای مترو بود باز با خودش فکر کرد
چرا تو یه همچین جای کثافتی تو این ینگه دنیای تاریک دوباره پا رو زمین گذاشته
از بدبختیه خودش اشک تو چشاش جمع شد اما صدای
یه پسر بچه فال فروش توجه اشو به خودش جلب کردبهش گفت :
ستاره رو شال ات طلاس ؟آقا بهش گفت:نمیدونم جنس اش از چیه پسر بچه گفت:
هرچی هست بنظر قیمتی میاد بهش گفت میخوای مال تو پسر بچه گفت
راست میگی مال من ایولا داری داداش ممنون و انداخت گردنش بعد پرسید
اسمت چیه گفت شازده کوچولو پسر بچه فال فروش نگاهی
عاقل اندر سفیه بهش انداخت و گفت شما که اندازه داداش بزرگه منی
کجات کوچیکه اصلا اگه
تو کوچولویی من چی ام ؟ و اون جواب داد همه جام همه چی ام
اصلا باورم نمیشه انقدر بزرگ شدم
گفت : چند سالته ۲۵ ۲۶ بیشتر بهت نمیاد گفت
نه ۶۰ سال پسر بچه خنده بلندی سر داد و گفت حالا که انقدر مهربونی
و شال اتو بهم دادی میذارم قناری ام برات یه فال بکشه بیا
خودش ورق فال و باز کرد و خووند
تو خوب روی تری ز آفتاب و شکر خدا که نیستم زنو در روی آفتاب خجل
از آن نهفت رخ خویش در نقاب صدف که شد زنظم خوشش لو لو خوشاب خجل
یعنی که ای صاحب فال تو در آینده .... که شازده صحبتاشو قطع کرد و گفت
ته این تونل مترو به کجا میره پسر گفت یعنی چی میره همون جا که میخوای
بری شازده گفت ببین من میخوام برگردم ستاره ام بنظرت ته ته اش اونجا که
دیگه قطار جرات رفتن اشو نداره به ستاره من ختم میشه پسر گفت نمیدونم
چی میگی همین جا ایستگاه آخره مواظب باش گم نشی مامورا هم بهت گیر ندن
ما رفتیم //////شازده پیاده شد پسر هم رفت کسی نبود که گیر بده
انتهای تاریک تونل ترسناک بود مثل افتادن همه ما به سیاهی قبر تاریک بود
اما شازده قبلا یه بار خاصیت این سفر تاریک رو تجربه کرده بود
شیرین بی دغده آرامش راستین بی هیاهو هایی برای هیچ /
جایی که همه ارواح مورد علاقه اش از کافه نادری به اونجا رفته بودن
شازده رفت تو سیاهی تونل گم شد وقتی داشت میرفت
تو ذهنش دوست داشت همه کسایی که تو این چند وقته حیاتش رو زمین دیده بود رو اهلی کنه
اما نا امید و سرخورده از وحشی گری که در دل همه آدمهای
اون دیار رسوخ کرده بود پا به ورطه اون لکه سیاه گذاشت و رفت
اشکان صادقی فروردین ۹۱

//////////////////////////////////////////////////////////////////////
هنوزم دستای گرمت جای امنی واسه گریه است
تو قشنگی مثل بارون من دلم پر از گلایه است
هنوزم تو این هیاهو توی این بغض شبونه
منو گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه
////
پشت پنجره هنوزم چشم به راه تو میمونم
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم
///////
ما دوتا پنجره بودیم گفتی که باید بمیریم
دیوارا همه خراب شد ولی ما هنوز اسیریم
ما هنوزم مثل مرداب مسخه آینه کویریم
ما همونیم که می خواستیم خورشید و بادست بگیریم
گریه هام حروم شدن کاری بکن چشم من بیا منو یاری بکن
وقتی که به تو رسیدم هنوزم آهو نفس داشت
هنوزم چلچله انگار تو چشاش غم قفس نداشت
غزلم گریه نمیکرد تو شبای بی چراغی
من و تو هم قصه بودیم از ستاره به اقاقی
حالا اما دیگه وقت رفتنه جاده اسم منو فریاد میزنه
حالا من موندم و یاد کوچه های خاکی و خیس یاد خونه ای
که دیگه خیلی وقته مال نیست ا گه خاموشم و خسته
اگه از تو دور دورم تکیه کن به من غریبه
من یه کوه پر غرورم
پست ثابت | حک شده در:91/01/04 توسط:اشکان صادقی ساعت:15:57 |

"Someone Like You"
I heard that you're settled down
That you found a girl and you're married now.
I heard that your dreams came true.
Guess she gave you things I didn't give to you.
Old friend, why are you so shy?
Ain't like you to hold back or hide from the light.
I hate to turn up out of the blue uninvited
But I couldn't stay away, I couldn't fight it.
I had hoped you'd see my face and that you'd be reminded
That for me it isn't over.
Never mind, I'll find someone like you
I wish nothing but the best for you too
Don't forget me, I beg
I remember you said,
"Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead,
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, "
Yeah
You know how the time flies
Only yesterday was the time of our lives
We were born and raised
In a summer haze
Bound by the surprise of our glory days
I hate to turn up out of the blue uninvited
But I couldn't stay away, I couldn't fight it.
I'd hoped you'd see my face and that you'd be reminded
That for me it isn't over.
Never mind, I'll find someone like you
I wish nothing but the best for you too
Don't forget me, I beg
I remember you said,
"Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead."
Yeah
Nothing compares
No worries or cares
Regrets and mistakes
They are memories made.
Who would have known how bittersweet this would taste?
Never mind, I'll find someone like you
I wish nothing but the best for you
Don't forget me, I beg
I remember you said,
"Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead."
Never mind, I'll find someone like you
I wish nothing but the best for you too
Don't forget me, I beg
I remember you said,
"Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead,
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead."
Yeah
///////////////////////////////////////////////////
ضمیمه: اکثرا کلیپ و اجرا های زنده مختلف خود خواننده رو در کنسرت ها و
بخصوص در گرمی اواردز دیدن ترانه ای که امسال برتر جهان شد
و جایزه گرمی رو برای آدل به ارمغان آورد خودش اعتقاد داشت که
که بعد از خواندن این ترانه احساس کردم زندگی ام تغییر خواهد کرد
در هر حال رویاهای این خواننده ۲۳ ساله به واقعیت پیوست
اما کلیپ جالبی به دستم اومد از پسر جوانی به نام لروی که ایتالیایی است
و جدیدا به آمریکن آیدول معرفی شده به حس و صمیمیت
صدای اون در هنگام خواندن همین ترانه آدل توجه کنید
جالب بود و دوست داشتنی توقع نداشتم و بار ها گوش دادم
پست ثابت | حک شده در:90/12/24 توسط:اشکان صادقی ساعت:14:16 |
انصراف از اجرا

با توجه به حجم بالاي مميزي و از ريخت افتادن نمايش
در صورت اعمال نظرات حيرتآور،
بديع و جديد رئيس شوراي نظارت بر نمايش با وجود آمادگي كامل،
از اجراي عموميي نمايش عشق و عاليجناب اعلام انصراف ميكنم.
طبعاً هرموقع
شرايط براي اجراي اين اثر با نظارت معقول و قانوني توسط انسانهاي مسئول،
فهيم و پايدار بر سخن و تصميم ميسر بود
حتماً آنرا به صحنه خواهم برد. بنده حاضر نيستم
آغاز كننده حركتي باشم كه بر مبناي لاقيدي و
فرصت طلبيي مفرط، در نهايت منجر به نابودي انديشه
و تفكر در بدنهي تئاتر ملي ما ميشود.
اينها همه در حالي است كه متن اين نمايش
با نظر مثبت و متفق شوراي نظارت بر نمايش تصويب شده
و همچنين مجوز كتبي
آن توسط رئيس مركز هنرهاي نمايشي صادر شده است.
اجراي بازبيني آن
توسط شوراي عالي انتخاب آثار براي حضور در جشنواره مورد
تصويب قرار گرفته است.
و علي رغم آن چندين مورد اصلاحي و اعمال سيلقه شخصي
توسط شخص مدير
جشنواره و مشاور ايشان به اثر اعمال شد ولي در مجموع آنچنان نبود
كه نمايش
را از شكل دراماتيك يا زيباييي بياني داستان خارج كند.
لذا به همين خاطر در جشنواره سيام
دو اجراي موفق در سالن اصلي داشت و اين نمايش در سه
رشته كانديد و از هيئت داوران
لوح تقدير كارگرداني دريافت كرد.
متعاقب آن شوراي انتخاب آثار تئاتر شهر به اتفاق آرا اثر
را براي اجراي فصل بهار سالن اصلي تئاتر شهر انتخاب و در جدول برنامههاي
فصل اعلام عمومي كردند.
اكنون رئيس شوراي نظارت پس از نشست روز دوشنبه بيست و دوم
اسفند در مركز هنرهاي نمايشي
و تصميمگيري در خصوص نمايش عشق و عاليجناب به شكل
حيرتانگيزي اعلام داشتند
بايد تمامي شخصيتهاي تاريخي و سياسي اثر حذف شوند و
شخصيت محوري نه
در اثر كودتاي امريكاييها به دستياري و معاونت زاهدي
بلكه در اثر يك جنايت يا خيانت شخصي دچار مشكل شود.
اين درحالي است كه تمامي دوستان تصميم گير از
جمله همين رئيس شورا و بعضي دوستان عضو شورا
و مدير تئاتر شهر در مراحل مختلف به دفعات از ساختمان دراماتيك اثر
تعريف كرده و به بنده در
خلوت اعلام كردهاند اين نمايش حتي يك كلمه مميزي ندارد.
لذا به زودي طي بيانيهاي تفضيلي
و سرگشاده در خصوص اين تصميم و مراحلي كه باعث رسيدن
به اين شرايط براي
گروه نامآور، زحمتكش، بيتوقع و پايدار اين نمايش شد را براي كسب
عبرت و درج در تاريخ
هنر نمايش خطاب به هيئت مديره و مديرعامل خانه تئاتر صادر ميكنم.
حسین پاکدل ۲۳ اسفند ۹۰
پست ثابت | حک شده در:90/12/23 توسط:اشکان صادقی ساعت:21:26 |
garou
یکی از بزرگترین و مشهور ترین خوانندگان و هنرمندان مردمی و دوست داشتنیه
فرانسوی زبان زاده کاناداست کسی که اکثرا در ایران وی را نمیشناسند
متولد 72 میلادی و بازیگر تئاتر موزیکال و زیبای گوشت پشت نتردام در پاریس است
(به نقش کازیمودو) که در
سال 1999 به روی صحنه رفت
گاغو در کودکی به آموزش ترومپت و گیتار پرداخت
و سپس آموزه های خوانندگی راک را پیرو گروه ((دورز)) دنبال کرد
و بعد از آن پس از فراگیری فنون بازیگری در تئاتر موزیکال
گوژپشت نتردام به شهرت رسید
تا آنجا که اکنون سلین دیون تهیه کننده آلبوم هایش شده
و ترانه هایی نیز با هم اجرا کردند
حتی وی یکی از ترانه هایش را به اسم ژیتان یا عشق من
را با ((جیپسی کینگ ))ارائه داده است
در دانلود زیر شاهد هنرنمایی گاغو در نقش کازیمودو
هستیم که به همراه دیگر بازیگر خوانندگان فوق العاده ایی
که در رل های کشیش و سردار ایفای نقش کرده و
آن مثلث عشقی معروف رمان را پدید میآورند
ترانه ((زیبا )) را اجرا کرده و
هر کدام از دیدگاه خود زیبای کولی را تصویر کرده
و برایش خطابه میگویند این تئاتر
دو ساعت و چهل دقیقه ای اجرای تمام موزیکال زیبایی است
که رقص مدرن
و طراحی صحنه بی نظیرش آن را به یکی از آثار بی بدیل
گوژپشت نتردام در جهان تبدیل کرده است
پست ثابت | حک شده در:90/12/20 توسط:اشکان صادقی ساعت:23:32 |
استودیو ۸
بحث یک هفته ای درباره دنیای مجازی که عشق و دوستی و یگانگی بیشتر
در اون موج میزنه تا دنیای واقعی ما
پویا نمایی یا (انیمیشن)
با حضور اساتید و مهمانهای فرهیخته
نظیر دکتر کیارش زندی / بهرام عظیمی / امیر مهران /
بحثی در باب انیمه شروین فضلعلی زاده و مصاحبه تلفنی با چند انیماتور شایسته
محمد خیر اندیش / خانمها کاظم زاده / محمد صراف /ژیان دیبابری
قابل توجه دوبله باز ها که روز آخر هفته یعنی ۵شنبه
کل برنامه به دوبله انیمیشن
خواهد پرداخت
پیشاپیش از خاطرات نظرات بیانیه ها و بار علمی شما عزیزان در این برنامه
استفاده خواهم کرد
استودیو ۸ یک هفته در میون ساعت ۴ تا ۵ نیم هر روز با اجرای اشکان صادقی
و به سردبیری شهلا دباغی و ویدا دانشمند به تهیه کنندگی نیما نیساری
از رادیو نمایش
//////////////////////////////////////////////////
و اما جواب به کسی که خود میداند چه نا کسی است :
من در امنیت اسم او به آرامش رسیده ام
با من به زبان خودم صحبت کنید
چه جالب که ورد زبان شما تنها این است : برو
میگویید : از اینجا برو؟
چرا باید از این خواب و خانه بگریزم
این که باید روزی متواری شود تویی
من آنقدر ساده ام که حتی هوای مانده نیز ملولم نمیکند
چه جالب اینجا همه چیز هست هرچه بخواهم هست
درد دشنام زیر پا کشیدن کوفت مرض زهرمار رفتن به مراجع قضایی
اما من بار دیگر میخواهم در همین کثافت زندگی کنم و مشت محکمی به دهان شمایان باشم
همین جا در کنار همین کناره های بی هوا
تا واژه هست تا عشق هست تا صدایم و احساسات دوران کودکی ام متبلور هستند
من به عبور آرام باد و زمزمه پنهان همین سایه بسنده کرده ام
چنین انتظار عظیمی آیا باز به زعم شما غیر ممکن است؟
شما کوتاه بیایید ای کوتاه قد ها چرا من؟
شناسنامه ام را پس بدهید زندگی کور و چابلوسانه
و انگ ننگی که بر پیشانی شما چسبیده است
از آن خودتان
اصلا بیاندیشید من همین فردا از خاطره جمعی اردی بهشتیان خواهم رفت
اما شما
سر انجام روزی پشیمان خواهید شد
یادتان باشد هر ملتی گاهی
به عاشق و شاعر و هنرمند ساده ای مثل من نیاز مطلق دارد
حتی شمایان بی سواد در سیاهی شب و بی خبر از خواب سپیده دم
پست ثابت | حک شده در:90/12/12 توسط:اشکان صادقی ساعت:14:36 |





